ا ی م ا ن !

 

ایمان...

ایمان یعنی چی؟؟؟

یعنی ...

من ایمان دارم که هستی!

من ایمان دارم که صدامو میشنوی!

من ایمان دارم که دستم رو رد نمی کنی!

من ایمان دارم که هر گره ای رو می تونی باز کنی!

من ایمان دارم که تو آخر آخر همه بی انتها ها هستی !

من ایمان دارم که امیدم رو نا امید نمی کنی !!!

ایمان دارم که خدایی!!!

ایمانم تو رو باور داره ...

و تو امید منی ...

 

...

 

خیلی دوست دارم زندگیم مثه یه فیلم ویدئویی به عقب برگرده!

از گذشته ام اصلا ناراحت نیستم.

درسته ، خیلی اشتباهات داشتم ، اما هر کدومشون شدن یه درسی از زندگی ، شدن یه تجربه ، شدن یه آویزه ی گوش...

اگه به گذشته هم برگردم ، باز هم همین مسیر رو طی می کنم!

اما فقط می خوام بدونم وقتی نوار زندگیم به عقب برمیگرده ، تو هم مسیرت رو عوض نمی کنی؟

یعنی همچنان من باید چشم انتظار باشم؟!!

 

 

نمیدونم چرا هر وقت می خوام بهت فک کنم ،

صورتت درست خاطرم نمیاد !

یا شاید من دارم آلزایمر می گیرم ،

یا شاید خیلی وقته از رفتن تو می گذره !!

 

دلیل موجه !

 

امروز توی یه کتاب خودندم که نویسنده اش گفته بود :

" تدبیر خداوند همیشه با آنچه هستیم یا احساس می کنیم تطابق ندارد...

اما او برای همه اینها دلیل دارد. "

حالا که فکرشو میکنم میبینم پس یه چیزی هست که هر وقت من پیش بینی سرنوشتم رو می کنم ،

یه جور دیگه از آب در میاد...

و او برای همه اینها دلیلی دارد!

مهم اینه...

 

!

 

آهای!

با شما هستم.

بله! با شمام !

شما که برگشتی و داری پشت سرت رو میبینی...

دقیقا با شمام!

چیکار می کنی؟

خودتو به اون راه نزن!

باید جواب خیلی سوالارو بدی.

 

از تو بهترون !

 

خیلی دارم در مورد " تو " حرف می زنم ،

وبلاگم داره بی معنی میشه !

میخوام این دفعه از یکی دیگه بگم...

یکی که هر چی ازش بگم ، کم گفتم ،

هر چی بگم دوستش دارم ، کم گفتم.

هر چقدر براش بمیرم کمه !

از یکی بگم که نامردی و بد قولی توی ذاتش نیست !!

آره خدا جونم...

هر چقدر از بزرگی و کرمت بگم، بازم کم گفتم.

این لطفی که به من کردی رو فقط با " صبر " می تونم جبران کنم!

پس تا هر وقت که بگی صبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر می کنم.