ساک ساک،اولم!

 

آره ، اول  تو بودی که اومدی.

اما ...!

اول من گفتم...

اول من خواستم...

اول من به جون خریدم...

اول من بردم...

اول من باختم...

اول هم، من میرم !

 

...

 

بین من تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا  تو

خیلی فاصله هست

از اینجا تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خـــدا از هم دوریم.

اما مهم نیست.دلهامون که نزدیکه .

ولی... . چه فایده؟!

یکیش از عاشقی زیاد کر شده . اون یکی به خاطر بی معرفتی کور شده !!!

 

شکستنی ، می شکنه !

 

چه خوبه وقتی که از کنار هم رد می شیم ،

هوای همدیگرو داشته باشیم...

به هم احترام بذاریم...

حواسمون به چینی نازک دل اون یکی باشه !

اگه ترک بخوره ، دیگه هیچ چینی بندزنی نمی تونه رد اون ترک رو از بین ببره !!!

متاسفانه یا خوشبختانه ، کار این زمونه هم اینه که آدم رو به آدم برسونه!

اون وقت با چه رویی میخواهی نگاش کنی ؟!!!

 

 

...

 

هر چه بیشتر  می گذره از دوریت ،

بیشتر می فهمم مصلحت خویش را ...

کمتر لب به شکایت باز می کنم...

بیشتر می خواهم سکوت را !!!

 

 

آره؟؟!

 

 میخواهم دروغ هایت را باور کنم...

یا شاید ، مجبورم...

چون یه روزی عشقت رو باور کرده بودم.