▪•● ناقوس نیلوفر ●•▪
نظاره گر ماه ها و فصل ها نظاره گر عشق های پر شور و بی قرار می بیند و می بیند و می بیند... سکوت می کند و سکوت می کند و سکوت... پ.ن. می خوام مثه نیمکت تنها بشینم و ببینم و سکوت کنم... دوست دارم امشب هم فالم رو تو بگیری مثه شبهای قبل... چه خوب بیاد چه بد٬ به فال نیک می گیرم. تا الان که به حکمت فال های بدت رسیدم. شکرت این روزا چقد راحت از کنار هم رد می شیم... چقد راحت همدیگرو فراموش می کنیم... چقد راحت خاطره می شیم... اما ای کاش راحت هم همدیگرو می بخشیدیم...! 23 ذی القعده روز بسیار شریفی است ، روز زیارتی مخصوص امام رضا (ع) است و زیارت آن حضرت از دور و نزدیک سفارش شده است. التماس دعا یه راز فاش نشدنی... مادرم دلش برای پدر و مادرش تنگ شده... شاید حسرت یه روزهایی رو می خوره که خیلیییییی زود از دست داده... اما به من چیزی نمیگه نمی گه که دنیا دو روزه! نمی گه که قدر پدر و مادرت رو بدون! مثه یه راز تو سینه اش حبس می کنه اما من از چشمهاش می خونم چی توی دلش می گذره شاید منم باید این راز رو لو ندم. اینه رسم دنیای ناپایدار و بی وفا ! پ.ن. آخ که منم دلم خیلییییییییییی برای پدر بزرگ و مادربزرگم تنگ شده.خدایا کمکون کن تا قدر روزهای با هم بودن رو بدونیم. پ.ن. برای شادی روح گذشتگان یه صلوات بفرستید. تا وقتی که یکی هست که با جون و دل حرفم رو گوش کنه تا وقتی که یکی هست که هر کاری بگم ٬ انجام میده تا وقتی که یکی هست که همه فکر و حواسش منم تا وقتی که یکی هست که مثه کوه پشتم وایمیسته و میشه بهش اعتماد کنم تا وقتی که یکی هست که هرچی من بهش بدی کنم٬ جز خوبی چیزی ازش نمیبینم تا وقتی که دنیا دنیاست ٬ اون پابرجاست تا وقتی که عشق واقعی یعنی خدا تا وقتی که خدا آخر معرفت و لطف و رحمت و خوبیه عشق زمینی چقدر کوچیکه اما همین عشق کوچیک اگه در امتداد عشق به خدا باشه چقدر زیبا و با عظمت میشه. مثه عشق به پدر و مادر شاید هم تقصیر ما بوده که عشق زمینی رو که میشد مقدس نگه داشت به این حقارت برسونیم. که به اینجا برسه که به رابطه احساسی و بی منطق بین دختر و پسر میگیم " عشق " امیدوارم همیــــــــــــــــــــــــــشه عاشق باشین و عاشق بمونین دنیا مثل یک برنامه دوربین مخفی می مونه... هر آن ممکنه فیلم شما رو ضبط کنند... چون شما در مقابل دوربین مخفی
واقعا شرمنده روی ماهتونم نمیدونم چه عذر و بهانه ای واسه نبودنم بگم که خدا رو خوش بیاد نبودنم یه حسنی که داشت ٬ این بود که حداقل جامعه وبلاگ نویسان و نویسندگان عزیز به مدت کوتاهی نفس راحتی کشیدند اما دیری نپایید که دلم طاقت نیاورد و ... حالا اینجام


قرار گرفته اید !!!


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




